نــــاب

تلفـیقی از مـن

نــــاب

تلفـیقی از مـن

نــــاب

خنـــده تلخ من از گریــه غم انگیــز تر است..!
لطفا،کپی باذکر منبــع باشد،لطفا..

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان
۲۰دی

-اگه یروز کسی و که همیشه میخواستین داشته باشینو پیداش کنین،

و بعد مدتی به خودتون بیاین و ببینین که علاقه ی خاصی بهش دارین...

چیکار میکنین؟!

منظورم اینه که به دلتون اجازه ی دلبستن و وابستگیو میدین؟

 یا ترس یه چیزایی رو با خودتون نگه میدارین؟؟

-اصلا به نظرتون حتی داشتن همچین حسی تاثیر بدی میتونه داشته باشه؟

مثلا اگه انرژی خوب به اون رابطه بدین یا منفی، میتونه تاثیرگذار باشه؟:)))

...naab...
۰۹خرداد

حس میکنم جای خالیِ یه حس رو..

حسٌ دلگرم شدن،از بودنِ کسی شاید...

یک خلا ِ لعنتی..جای خالیِ کسی یا چیزی که نمیدونم کیه و چیه!

ولی"باید باشه"

:)

نمی دونم....!


...naab...
۱۱آبان





اگه خودتی،خودت تر باش....

بدونِ ناخالصی.......

...naab...
۱۴تیر

توهم،عادت میکنی..

به خیلی چیزا،به اینکه نمیشه و نمی تونی آدمارو تغییر بدی..

به اینکه یه وقتایی دیگه مثل قبل،از غصه هات حرف نزنی!

عادت میکنی به سکوت..

حتی به خندیدن..بی دلیل..!توهم بخند،عیب نداره اگه اطرافیان بگن دیوونه ای!مهم نیست..شاید یه وقتایی بهتراز گریه باشه!

به حرفای تکراری و آدمای تکراری عادت میکنی با چاشنیِ عذاب..

لبخند بزن،یه وقتایی حرف زدن جواب نمیده،قرارم نیست کسی که لبخندتو(شاید تلخ)میبینه غم تو لبخندتو هم بفهمه!

تو هم عادت میکنی به عادی بودن..!


:)شاید دلنوشته..!

...naab...
۲۳فروردين


ما انسان های کج فهمی هستیم
زیرا وقتی در رابطه ای شکست میخوریم
دل بستنمان را حماقت میخوانیم
و با خودمان فکر میکنیم که اگر مهربانی ها و ابراز علاقه های رابطه قبل را تکرار نکنیم
در رابطه بعدی شکست نمی خوریم ..!

اما
نمی فهمیم
که با این کار فقط
تقاص گذشته مان را
از افرادی میگیریم
که شاید بتوان عشق را با آنها تجربه کرد...

(از یک دوست)...

...naab...
۲۹آذر

دلم تنگه

برای گذشته...

برای دوستای قدیمی

برای اون وقتایی که از تهِ دل،واقعی میخندیدم

چشامو میبستم

به آرامشی که داشتم،فکر میکردم

....

اما،الان:

دلم برای دیروزم تنگ میشه

حتی برای چند دقیقه پیش...

نمیدونم زمان زود میگذره،

یا  فقط لحظه های خوش اینجوریَن

دوستام،کسایی هستن که از تهِ دلم دوسشون دارم..ولی زود رفاقتا تموم میشه

به آرامشی که به داشتنش تظاهر میکنم،افتخار میکنم...

....


...naab...
۱۱آذر

مینوشتم...

مینویسم...

خواهم نوشت(عمری اگر باشد)...

دلم که میگیرد جز نوشتن چیزی بهتر نمی کند حالم را...بهتر میشود حالم وقتی قطرات اشکم که بر روی کاغذ افتاده را میبینم...

احساسم را وفتی با کاغذها در میان میگذارم،به من وقت فکر کردن میدهند...

تمام حرفهایم..حرفهایش..حرهایشان در گوشم دوباره میپیچد...فرصت دارم برای قضاوتی دوباره...

کاغذ،دوستَت دارم:)تا همیشه...از آن دوست داشتن های همیشگی...

التماس دعا

:)

...naab...
۰۸مهر

گاهی "دوستَت دارم"نوک زبانم است..

می ترسم..هراس دارم از اینکه بگویم

میگویم..خلاص میشوم

امّا

نمیدانم چرا به هرکه گفتم با من سرد شد..

ســـرد

دیگر مثل قبل نبود...نمی فهمم

اما.."دوستَت دارم"را نباید به هرکسی می گفتم..

شاید او هم جز کسانی بود که دور ریختنی بود...

بعضی ها برای همیشه میروند...

دریک چشم به هم زدن می بینی،آخرش انکه تنها می ماند،تــویی......!!

نوشته از:خودم

...naab...