نــــاب

تلفـیقی از مـن

نــــاب

تلفـیقی از مـن

نــــاب

خنـــده تلخ من از گریــه غم انگیــز تر است..!
لطفا،کپی باذکر منبــع باشد،لطفا..

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وبلاگ ناب» ثبت شده است

۲۵شهریور

موتورم توقیف شده بود و اعصابم خرد،آخه چند روزی بود دنبال آزاد کردن موتورم بودم.خسته رفتم 

کنار خیابون دیدم خانمی با لباس نگفتنی کنار تلفن کارتی ایستاده.راستش خجالت کشیدم جلو 

تر برم.اطرافش هم عده ای پسر جوون ایستاده و نگاهش میکردن.با خودم گفتم چه رویی داره.

سر ظهر با این لباس کنار خیابون از نگاه اینا هم خجالت نمیکشه...پسرا وقتی منو دیدن رفتن.به 

خودم جرات دادم و رفتم نزدیک تر گفتم:خواهر...

نگاهی به سر و رویم کرد و گفت:من خواهر تو نیستم.گفتم خب چی صدات کنم کنم!


روش رو برگردوند و گفت:برید وضع خودتون رو درست کنید. اقتصاد مملکت رو درست 

کنید.نمیدونم حرفاش چه ربطی داشت.آخه حجاب رو خدا گفته نه سیاستمداراو...خلاصه از 

خیرش گذشتم.

ولی اصلاً من نمیخواستم بگم خواهر حجابت رو رعایت کن.میخواستم بگم کارت تلفنت رو به 

من بده یه زنگ ضروری دارم بزنم که کلی نق شنیدم.(برگرفته شده از کتاب پرنیان)

::::::::

...naab...
۱۹شهریور


در میان دشت گلها انتظارت می کشم
خوشترین امید دلها انتظارت می کشم
منتظر بر یوسفم ای مرد شبنم پوش عشق
صبر ایوب زمان من انتظارت می کشم

آذردخت ♥♫♥♫♥
۱۰شهریور

چند لحظه نزدیک یک ساعت بنشینید(طوری که صدای تیک-تاک)ساعت رو بشنوید

به صدای ساعت خوب توجّه کنید بعد از اون ذهن خودتون رو مشغول چیز دیگه ای بکنید...

اگر توجّه کرده باشید می بینید که صدای ساعت کم-کم،کمتر و کمتر میشه...

:::::::

ما هم اگر حواسمون به اطرافیا نمون نباشه هیچ وقت هم صدا شون رو نمی شنویم...

فقط کافیه چند لحظه خوب گوش کنیم به  حرف هایی که نا به حال نشنیدیم...

...naab...
۳۱مرداد
نمیدونم درک میکنید خیلی از حرف ها حکایت نمکِ روی زخم رو برامون دارند.
و خیلی ها سعی دارند شوری نمک رو بیشتر کنند.
بیشتر و
بیشتر...
خیلی وقت ها هم از فرت
زیادی دروغ هاشون خنده
ام میگیره(من)!
و...
(البته شاید جای تعجب داشته باشد که استثنا ادبیات این پست کمی با قبل فرق دارد!که آن هم بماند...)
...naab...
۰۳مرداد
میخواهند بگیرند از من شادی ام را

        نمیگویند با خود گناهی کرده ایا؟       

::::::
(دعـا برای کودکان غـزه ..تنها همین)
...naab...
۲۷تیر

سحرسجاده ات راچون گشودی / وبامعبودخود خلوت نمودی وخواندی خالقت راعاشقانه / واشکی هدیه کردی دانه دانه توراجان علی مارادعاکن / دعا بر عبد ناچیز خدا کن التماس دعا...

آذردخت ♥♫♥♫♥
۰۲تیر

دوشنبه ی هفته ی گذشته بود که بعد از مدت ها عازم دریاچه ی خزر شدیم.دختر خرافاتی نیستم ولی از اولش هم دلم به این سفر رضا نبود....

در جاده که میرفتیم با صحنه های دلخراشی مواجه شدیم...شکار غیر قانونی یک خرس ماده و انداختن لاشه ی آن در میان راه،قطع درختان کهن سال و ثمر بخش جنگل،ساختن اقامت گاه های ضعیف و غیر اصولی و اجاره دادن مکان های غیر اخلاقی به گردشگران و.....

بگذریم...میگویید دریا چه پس؟!برایتان میگویم از دریایی که دیگر هیچ چیزش مثل قبل نیست!

نه آبش،نه سنگ و صخره اش،نه هوا و رطوبتش و نه هیچ چیزش...

خلاصه بگویم دوستان،حال دریایمان مساعد نیست،دگر حال دریایی ندارد...اگه به آنجا سفر کردید لطفا محیط زیست را آلوده نکنید!

یک زباله کمتر،دریایی پاکتر و در نتیجه زندگی شادتر...

آذردخت ♥♫♥♫♥
۳۰خرداد

بازی های کودکانه...یادش بخیر...

در کوچه ای سر سبز...مسافتی نه چندان بلند...

اطراف کوچه را شمشاد های زیادی محاصره کرده بودند...

کودکانی که بی هیچ دوز و کلکی بازی میکردند...

نه اینکه تقلبی در کار نباشد امّا تَه ان صداقت فریاد میزد...

زندگی انجا...شــور و شــوق دیگری داشت.

امّا صــد حیف که دیگر نه از ان کودکان خبری هست نه از ان کوچه و...

حالا تمام بـــچّه های انروزها بازی های کودکی شان را به تمسخر میگیرند و...

                                                         (توصیف کوچهء حقیقی کودکی ام)


...naab...